تبلیغات

با تو بودن از برایم آرزوست

عاشق تنها - هیاهوی واژه ها
عاشق تنها
نفسم می گیرد در هوایی كه نفس های تو نیست ...
نوشته شده در تاریخ جمعه پنجم فروردین 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

آن کس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من امده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم !


از هیاهوی واژه ها خسته ام

من سکوتم را ...

از اوراق سپید آموخته ام .

آیا سکوت روشن ترین واژه ها نیست؟!

همیشه در خلوت خود

مرگم را مجسم دیده ام

آیا مرگ

خونسردترین واژه ها نیست؟!

تا چشم گشودم

از چشم زندگی افتادم .

شبی شاید امشب ...

زیر نور یک واژه خواهم نشست

نام خونسرد معشوقه ام را

بر حواس پنج گانه ام خال خواهم گرفت .

و همزمان

پایان آخرین برگ خاطراتم

خواهم نوشت :

پایان زندگی





طبقه بندی: وب عاشقانه،