تبلیغات

با تو بودن از برایم آرزوست

عاشق تنها - وب عاشقونه
عاشق تنها
نفسم می گیرد در هوایی كه نفس های تو نیست ...
نوشته شده در تاریخ یکشنبه پنجم دی 1389 توسط عاشق تنها | نظرات ()

در جلگه غریب و غم آلود سرنوشت

زیر سم سمند گریزان ماه وسال

چون باد تاختیم

در شعله بلند شفق ها

غمگین گداختیم.

جز یاد آن نگاه و تبسم،

مانند موج ریخت به هم هر چه ساختیم .

ما پاك سوختیم .

ما پاك باختیم .

ای سركشیده از صدف سال های پیش

ای بازگشته ، ای به خطا رفته !

با من بگو حكایت خود ،‌تا بگویمت :

اكنون من و تو ایم و همان خنده و نگاه

آن شرم جاودانه

آن دست های گرم

آن قلب های پاك

وان رازهای مهر كه بین من و تو بود

ما گر چه در كنار هم اینك نشسته ایم

بار دگر به چهره هم چشم بسته ایم

دوریم هر دو ،‌دور ... !

با آتش نهفته به دل ها ی بی گناه

تا جاودانه صبور .

ای آتش شكفته ،‌اگر او دوباره رفت

در سینه كدام محبت بجویمت ؟

ای جان غم گرفته ، بگو ، دور از آن نگاه

در چشمه كدام تبسم بشورمت؟




طبقه بندی: وب عاشقانه،