تبلیغات

با تو بودن از برایم آرزوست

عاشق تنها - پریا یه دریا
عاشق تنها
نفسم می گیرد در هوایی كه نفس های تو نیست ...


 


قسمت نشد تا در کنار هم بمانیم ، قسمت نشد تا در هوای هم بمیریم


تا سرنوشت ما جدایی رو رقم زد ، ای یار عاشق از جدایی ناگزیریم


فرصت نشد غمگین ترین آواز خود را ، در خلوت معصوم چشمانت بخوانم


صد سوز تنها با دلم سازم که یک شب ، با گریه در چشمان گریانت بخوانم


آئینه ام چین خورده از رنگ جدایی ، از تو سرودم نغمه ای فصل آشنایی


تو رفته ای تا صد بهار ارغوانی ، بعد از تو دشت و خانه را در بر بگیرد


بعد از توی ای عاشقترین هر کوچه خواهاً ، همچون صدف از نام تو گوهر بگیرن


تو رفته ای تا صد بهار ارغوانی ، بعد از تو دشت و خانه را در بر بگیرد


   ... پریا یه دریا